خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتابی بر همه چون ماه و از من روی برتابیبه هر کس شکر و شیری و با من آتش و آبی
۲
کشی هر کج نهادی را کمان آسا به سوی خودمرا دور افکنی از پیش رو چون تیر برتابی
۳
شب از محراب ابرویت چو مانم باز بر یادشکنم بر سینه از ناخن هزاران شکل محرابی
۴
کنم شرح گرفتاری خود با تو ولی مشکلکه ناگشته اسیر چون خودی این نکته دریابی
صفحهٔ ۱ از ۲