شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که به شیرین سخنی نرخ شکر می شکنیحبک اضنی بدنی شوقک افنی وسنی
۲
چهره برافروخته ای جان کسان سوخته ایماه کدامین فلکی شمع کدام انجمنی
۳
دیده کنم فرش رهت چون تو به سویم گذریسر فکنم در قدمت گر تو ز پایم فکنی
۴
گشت چمن کن بگشا غنچه صفت بند قباتا نکند شاهد گل دعوی نازک بدنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth