خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخشنده جرم خور که بر این سبز طارم استقندیل گورخانه شاهان عالم است
۲
کردند روشنان فلک را کبود پوشیعنی که این سراچه ارباب ماتم است
۳
سخت است بار فرقت آزادگان دهرآری به هرزه نیست که پشت فلک خم است
۴
ایمن مزی ز زخم که این پر ستاره چرخپیرامن تو حلقه زده مار ارقم است
صفحهٔ ۱ از ۸