شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن یکی نحوی به کشتی در نشسترو به کشتیبان نهاد آن خودپرست
۲
گفت هیچ از نحو خواندی گفت لاگفت نیم عمر تو شد در فنا
۳
دل‌شکسته گشت کشتیبان ز تابلیک آن دم کرد خامش از جواب
۴
باد کشتی را به گردابی فکندگفت کشتیبان بدان نحوی بلند
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth