خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک ازین عالی بنا بر کاخ گردون سرکشیدتا بنای عالم است اینسان عمارت کس ندید
۲
بینمش پاک از سرشت آب و گل گویا خدایهمچو قصر خلدش از یک دانه گوهر آفرید
۳
بین در و دیوارش از نقاش پر نقش لطیفکلک او آمد مگر گنج لطایف را کلید
۴
شاهد معنی ز صورتهاش از بس جلوه کردخاطر ناظر ز هر صورت به صد معنی رسید
صفحهٔ ۱ از ۲