خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ابروان مه من در خم فلک طاق استبه روی روشن خود نور چشم آفاق است
۲
ز نعل توسن او شکل های محرابیبه هر زمین که فتد قبله گاه عشاق است
۳
ز بس کزان گهر پاک غرقه در اشکمبه بحر نسبت چشم ترم نه اغراق است
۴
بیان شوق چه حاجت که گریه و نالهز دیده و دل من ترجمان اشواق است
صفحهٔ ۱ از ۳