خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تنگهای شکر ناب آن دهن به استوز میوه های باغ بهشت آن ذقن به است
۲
از تن قبا بکش که حجابیست بس کثیفاندام نازکت به ته پیرهن به است
۳
گفتی که شاد زی که نمردی ز هجر مندر راه عشق مردن ازین زیستن به است
۴
دارم هوای کوی تو هرجا که می رومپیش غریب از همه عالم وطن به است
صفحهٔ ۱ از ۲