خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیال لعل لبت با صفای سینه خوش استشراب صاف عقیقین در آبگینه خوش است
۲
بده به مهر دلم کاسه ای که باده صافز دست ساقی صافی ز زنگ کینه خوش است
۳
بود خزینه گوهر ز وصف تو دهنمز خاتم لب تو مهر بر خزینه خوش است
۴
من و جلاجل دف رغم آن که در گوششگه شمار صدای زر دفینه خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲