خلوتی با مولانا
بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کری را گفت افزون مایهایکه ترا رنجور شد همسایهای
۲
گفت با خود کر که با گوش گِرانمن چه دریابم ز گفت آن جوان
۳
خاصه رنجور و ضعیف آواز شدلیک باید رفت آنجا نیست بُد
۴
چون ببینم کان لبش جُنبان شودمن قیاسی گیرم آن را از خِرد
صفحهٔ ۱ از ۹