خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بزم گل ز لبت جام را چو کام بر آمدز خاک لاله چو نرگس به شکل جام برآمد
۲
مه از خیال جبینت چو نیم آینه سرزدچو دید دایره روی تو تمام برآمد
۳
به عزم گشت گذشتی به کوه لاله خرامانز ذوق قهقهه از کبک خوشخرام برآمد
۴
به بام هر که تو را وقت شام دید زد افغانکه آنچه رفت به مغرب فرو ز بام برآمد
صفحهٔ ۱ از ۲