خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر آفتاب که از مطلع جمال برآیدچو ماه روی تو بیند به انفعال برآید
۲
نهال مهر تو کشتم به سینه لیک چه حاصلاگر نه میوه مقصود ازین نهال برآید
۳
دمیده گرد دهان تو چیست آن خط مشکینبنفشه ای که ز سرچشمه زلال برآید
۴
اگر به صومعه قوال وصف رویتو خواندز صوفیان همه فریاد وجد و حال برآید
صفحهٔ ۱ از ۲