شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرت ز عارضه دهر دردمند مبادزمانه بر دل شاد تو غم پسند مباد
۲
تو جان اهل نیازی به چاربالش نازتنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
۳
ز نازکیست وجودت سرشته سر تا پایوجود نازکت آزرده گزند مباد
۴
برآتشین لبت آن خال کز تب افتاده ستبه چشم زخم حسودان بجز سپند مباد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth