خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب نهان آن مستم از بالای سر بگذشت حیفبعد عمری کامد از من بی خبر بگذشت حیف
۲
گرچه دیری بودم اندر هجر او گریان و خواربر من از برق درخشان زودتر بگذشت حیف
۳
سینه را کردم سپر تا نگذرد تیرش ز منبر سپر آمد خوش اما از سپر بگذشت حیف
۴
عشرت شاهان ندارد لذت غمهای عشقروزهای من به غمهای دگر بگذشت حیف
صفحهٔ ۱ از ۲