خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از در بسته و دیوار بلند تو به تنگآمده با در و دیوارم ازین غصه به جنگ
۲
گفته ای شب در ما چند زنی این نه درستاز دل سخت تو بر سینه همی کوبم سنگ
۳
تا به گوش تو رسد ناله من می خواهمکه به بزم تو کنم از رگ جان رشته چنگ
۴
داده ام دل به تو از صورت مژگان تو پربسته ام بر کمرت ترکشی از تیر خدنگ
صفحهٔ ۱ از ۲