شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۵ - یک قصیده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماتم او رخنه در سور سمرقند اوفکندگویی امروز از بخارا رفت شاه نقشبند
۲
از سمرقند و بخارا بس که سیل اشک رفتکشتی خوارزمیان را رخنه در جیحون فکند
۳
دود این آتش همه اطراف ترکستان گرفتشد جهان تاریک بر بادام‌چشمان خجند
۴
اهل ترمذ هر حصاری کز صبوری داشتندموج زد این سیل اندوه آن حصار از بیخ کند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth