خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۵
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرد تهمت حاسدی کز شهر یاران کهنمی رود جامی ز بس آزارهای نو به نو
۲
بخردی گفتا چو نقد عمر خود یعنی سخنمی گذارد پیش ما هر جا که خواهد گو برو
۳
چون ز کنجد روغن صافی تمام آمد برونطبع گاوان است با کنجاره دل کردن گرو
صفحهٔ ۱ از ۱