شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوست

دفتر دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روستایی گاو در آخر ببستشیر گاوش خورد و بر جایش نشست
۲
روستایی شد در آخر سوی گاوگاو را می‌جست شب آن کنج‌کاو
۳
دست می‌مالید بر اعضای شیرپشت و پهلو گاه بالا گاه زیر
۴
گفت شیر ار روشنی افزون شدیزهره‌اش بدریدی و دل خون شدی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth