شعر را زندگی کن
خلوتی با شیخ بهایی

بخش سوم - قسمت دوم

دفتر اول - قسمت اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ماهتاب شبان تاری، از زمان دوری دمی خیالت رهایم نکرده و بغمانم فزوده است.
۲
هرگزم مپرس که روزگاران دوری چسان گذشت؟ چرا که بخدا بس سخت بگذشت.
۳
ملامت کرا! تا کی به سرزنش کوشی؟دست از من بدار که رنجم مرا کافی است.
۴
آنگاه که سرا پا شگفتی ام، سرزنشم نشایدچرا که دل هرگز طعم دوری دوستان نچشیده است
صفحهٔ ۱ از ۲۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth