خلوتی با شیخ بهایی
بخش پنجم
دفتر اول - قسمت دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صوفئی را گفتند چون است که هرگاه تو سخن میگویی همهی شنوندگانت همی گریند، و از سخنان واعظ شهر کس آب بچشم نمیآورد؟
۲
گفت: نالهی زن فرزند مرده چون نالهی گریهکنندگان مزدور نیست. عارف رومی در مثنوی همین معنی را آورده است:
۳
گر بود در ماتمی صد نوحه گرآه صاحب درد باشد کارگر
۴
ممتاز بود نالهام از نالهی عشّاقچون آه مصیبت زده در حلقهی ماتم
صفحهٔ ۱ از ۳۷