خلوتی با عرفی
شمارهٔ ۱۴ - ترجمه الشوق در ستایش مولای متقیان علی علیه السلام
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان بگشتم و دردا به هیچ شهر و دیارنیافتم که فروشند بخت در بازار
۲
کفن بیاور و تابوت و جامه نیلی کنکه روزگار، طبیب است و عافیت بیمار
۳
مرا زمانهٔ طنّاز دست بسته و تیغزند به فرقم و گوید که هان سری میخار
۴
زمانه مردِ مصاف است و من ز سادهدلیکنم به جوشنِ تدبیرِ وهم، دفعِ مَضار
صفحهٔ ۱ از ۴۶