خلوتی با عرفی
شمارهٔ ۱۹ - در مدح جلال الدین اکبرشاه
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجا بحسن بود با تو همعنان نرگستو چشم عالمی و چشم بوستان نرگس
۲
بعشوه باج گرفتی زبوستان افروزاگر چو چشم تو بودی کرشمه دان نرگس
۳
فتاد چشم تو بیمار و ترک عشوه گرفتزپشت پای بر آرد سراین زمان نرگس
۴
خمار مستی خود را بغمزه تو فروختدگر نماند متاعیش در دکان نرگس
صفحهٔ ۱ از ۱۵