خلوتی با عرفی
شمارهٔ ۵۵ - حکم و نصایح
قصیدهها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خود گر، دیده بر بندی برآنم کام جان بینیهمان کز اشتیاق دیدنش زاری همان بینی
۲
کسی کز ملک معنی در رسد خود را بوی بنمایکه گر مس وا نمایی کیمیا را ارمغان بینی
۳
زر ناتص عیارت پیش از آن بر کیمیایی زنکه هم زرهم محک را شرمسار از امتحان بینی
۴
تو سلطان غیوری در کمند نفس بدگوهربکش زان پیشتر خود را که جور از آسمان بینی
صفحهٔ ۱ از ۶