شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

شمارهٔ ۵۸ - در منقبت مولای متقیان

قصیده‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمی که لشکر غم صف کشد به خونخواریدلم بناله دهد منصب علمداری
۲
خراب نرگس مستانه توام که نهدهزار شیوه مستی به طبع هشیاری
۳
مریض عشق تو را اشتها از آن بیش استکه بعد مرگ بیاساید از جگرخواری
۴
دلی توجه آن حسن جاودان یابدکه فیض نامیه اش با جگر کند یاری
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth