شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۵ - در حق یار میهمان گوید

شهرآشوب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میزبان کرد مرا دوش بتمآن گرانمایه تر از در خوشاب
۲
مجلسی داشتم آراسته خوباز گل و نرگس و سیم و می ناب
۳
چشم او نرگس و رخسارش گلزنخش سیب و لب لعل شراب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth