شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۷۵ - وله

شهرآشوب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا ز حسن گشت رخ تو چو جان منوندر جمال خویش عیان شد گمان تو
۲
جستی ز لشکری که کند لاش حسن تورستی ز آفتی که بپوشد رخان تو
۳
از انده بنفشه بتا ارغوانت رستدر خار باز رست گل ارغوان تو
۴
بازم رهان ز ظلمت هجران ز بهر آنکایمن شد از تباهی ظلمت رخان تو
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth