شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصرخسرو

بخش ۲۰ - اندر نطق و کلام و قول

جامع الحکمتین

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میان نطق و میان کلام و قول چه فرق‌؟که پارسی یکی و معنی‌اندرو بسیار
۲
نطق مر نفس ناطقه را صفتی جوهری است و آن مفهوم است و معقول‌، نه محسوس است و نه مشار. و قول از نطق اثر است و برو دلیل است، چنانک چو ما کودک خرد بینیم شیرخواره‌، گوییم که مر او را نطق است بی آنک ازو قولی شنوده باشیم البته، و چون گوساله بینیم گوییم که مرین را نطق نیست، هر چند که هر دو حیوان‌اند و نه این سخن گفته باشد و نه آن. و عاقل مر آنکس را راستگو‌ی دارد که گوید مرین کودک خرد را نطق است، و کسی (را ) که گوید گوساله را نطق است دروغ‌زن شمارد. و اگر کسی مر کودکی خرد را گوید «این را قول است» یا «کلام است» خطا گفته باشد و شرح قول (و) کلام خود بگوییم.
۳
پس نطق نه تازی است و نه پارسی و نه هندی و نه هیچ لغتی، بل قوّتی است از قوت‌هاء نفس انسانی که مردم بدان قوت معنی‌یی را که‌اندر ضمیر او باشد به‌آواز و حروف و قول بدیگری بتواند رسانیدن. پس مر آن قوت را کاین فعل از او آید نطق گفتند حکما دین (و) فلسفه‌.
۴
و اما قول سخنی باشد کوتاه و معنی‌دار‌، بل مر قول را بر چند روی عبارت کنند: یکی آنک مر لفظی را کسی بگوید قول او گویند، چنانک به‌مثل حاجب گوید «‌وزیر را بخوانید که این قول امیر است.». یعنی که امیر چنین گفت که من گفتم؛ و به‌دیگر روی مر قول را بر اعتقاد نیز حمل کنند، چنانک گویند قول ابی‌حنیفه آنست که هر‌که رگ بگشاید مسحش بشکند‌، و قول شافعی به‌خلاف این است؛ و سه دیگر مر میل و رغبت کسی را به‌چیزی قول او گویند نیز، چنانک گویند: فلان یقول بالنساو فلان یقول بالصبیان و جز آن؛ چهارم هر که سخنی بگوید که‌آن را معنی‌یی‌ باشد راست یا دروغ، آن قولی باشد ازو، به‌هر زبانی که باشد.
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth