خلوتی با ناصرخسرو
بخش ۲۷ - اندر فرق میان مدرک و ادراک
جامع الحکمتین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میان مدرک و ادراک فرق باید کرداگر شدست کس از خواب غافلی بیدار
۲
این سوال چنانست که همی گوید میاناندر یابنده واندر یافتن فرق چیست و سوم را کآناندر یافته است نتوانست گفتن. و مدرکاندر یابنده چیزست و ادراک فعل اوست اعنیاندر یافتن، و مدرک آنست که مر اورااندر یابند.و این همچنانست که کسی گوید میان فاعل و میان فعل فرق کن.و فاعل آن باشد که فعل ازو پدید آید چو درودگر، و فعل او درودگریست که آناندر نفس اوست، و تخت آنست که درودگری برو پدید آمدست.
۳
پس حکما گفتند که فعل میانجیست میان فاعل و میان مفعول، و فعل همیشه یااندر ذات فاعل باشد بقوت یا بر ذات مفعول باشد بفعل.و فعل را بذات خویش قیام نیست، اعنی درودگری یااندر نفس درودگر باشد پوشیده یا بر ذات تخت باشد ظاهر. پس همچنین ادراک که آن فعل مدرک است یااندر مدرک است پوشیده یااندر مدرک است بهم شده. و مدرک جوهر نفس مردمست، و ادراک او مر چیزها (را) بپنج حاست است از بیننده و شنونده و بوینده و چشنده و بساونده، و مر نفس را پنج قوت است از بهر آنک ادراک این پنج مدرک را که هر یکی از آن پنج قوت را جایاندر زیر آن آلت است که آن رگست بدان توان یافتن.
۴
یکی قوتش بیننده است، و مر او را جایاندر میانه سیاهی چشم است بزیر آن پوست روشن که هر که بچشم کسیاندر نگه کرد، صورت خویش رااندرو ببیند، و مر او را بدین سبب مردمک چشم گویند، از بهر آنکاندر یافتن دیدنیها از رنگها و شکلها که این بر طبیعتهاست وز حرکتها مر نفس را بدین قوت است که زیر آن معدن است که گفتیم و این قوت مر صورتهاء جسمی را بپذیرد و مر آن را پیش حاس کلی برد کة آن نفس است و نفس مر آن را بمیانجی این قوت بشناسد و تصور کندش و تمیز کند تا بداند کآن رنگ چه چیز بود و شکل چه چیزی بود.
صفحهٔ ۱ از ۳