شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۴۲ - تجدیدِ مَطلَع

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمدی چون تو من بی سر و سامان رفتمهستیم گرد رهی بود، به جولان رفتم
۲
وضع آشفتگی ام بی تو چنان زیبا بودکه دل آشوب تر از زلفِ پریشان رفتم
۳
هم بت قلب شمارند مرا برهمنانطاق ابروی تو را بس که به قربان رفتم
۴
گر تو رفتی ز برم لیک به گردم نرسیبه قفای تو ز خود بس که شتابان رفتم
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth