خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا راخدا صبری دهد دلهای از جا رفتهٔ ما را
۲
به مجنون تنگ شد دشت جنون، از شور سودایمبه هم پیچد سر شوریده ام، دامان صحرا را
۳
تب گرمی چو شمع داغ آتش طلعتی دارمپر پروانه سازد نبض من، دست مسیحا را
۴
به کنعان، چشم پاکی در سراغ خویشتن داردنمی ماند به کف پیراهن یوسف، زلیخا را
صفحهٔ ۱ از ۲