خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گناهی نیست عالم سوزی آن آتشین رو راعنان داری نیارد کرد آتش، گرمی خو را
۲
ز بوی پیرهن، دیدار بیند پیر کنعانیبه هر کسوت شناسد عشق، حسن آشنا رو را
۳
محال است، آب تیغ تند خویی، بر لب خشکیکه داند جوهر شمشیر ناز، آن چین ابرو را
۴
به دور حلقه های زلف او از دفتر خوبیقلم پرداز قدرت حلقه گیرد، چشم آهو را
صفحهٔ ۱ از ۳