خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ماصورت کین، همه مهر است در آیینه ما
۲
دو حریصیم که تا محشرمان سیری نیستما ز مهر تو، دل سخت تو ازکینهٔ ما
۳
می نهد شیر محبت به فراغت پهلونیستانی شده از تیر جفا، سینه ما
۴
پرده از کار ریا، عشق نگیرد ز کرممصلحت هاست درین خرقهٔ پشمینهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۲