خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دلهانپرسد سیل بیزنهار، هرگز راه منزلها
۲
فروغ شعلهٔ رخسار شمع آشناروییمرا پروانهٔ سرگشته دارد گرد محفلها
۳
چو شق شد پردهٔ پندار، دل با یار پیونددخودی چون محو شد، از پیش پا برخاست حایلها
۴
نیم آزرده جان، هرچند چون دل عقدهای دارمبود آسان به چنگ عشق آتش دست، مشکلها
صفحهٔ ۱ از ۲