خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفافلا تکلنی الی سواکا، الستُ شیب و لست شابا
۲
منم فتاده، به دست اقران،چو پیر کنعان به شام هجرانذهاب حزنی، جلاء عینی، صباح وصلک، اذا تجلی
۳
عبث مسوزان به نارحرمان ، گذشت نتوان ز جان جاناننقاب بگشا، جمال بنما، که سوخت جانم، درین تمنا
۴
اگر چه صد سال ز بی خودی ها، به خاک راهت فتاده باشمچو بازپرسی حدیث منزل، ز شوق گویم، لبثت یوما
صفحهٔ ۱ از ۳