خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کامم چشید هر چه نگاهش عتاب داشتزخمم مکید تا دم شمشیر آب داشت
۲
یک رخنه نیست بی گل داغی به سینه امدر خانه چشم روزن من آفتاب داشت
۳
میزد قدم به وادی وصف رخت، مگرکامشب به کوچه، خامهٔ ما ماهتاب داشت؟
۴
زان پیشترکه چهره به می ارغوان کنیداغت چو برگ لاله دلم را کباب داشت
صفحهٔ ۱ از ۴