خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستتکه در جیب چمن صد پیرهن خار است از دستت
۲
ز تاراج بهاران مست و رنگین جلوه می آییحنا نبود، که جوشان خون گلزار است از دستت
۳
ید بیضا که می زد پنجه با خورشید در دعویبه رنگ آستین امروز، بیکار است از دستت
۴
فرو برده ست بیدادت به نوعی پنجه در خونمکه هر مو بر تنم انگشت زنهار است از دستت
صفحهٔ ۱ از ۲