شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد آن شمع شبی بر سر و، سامانم سوختجستم از جای چنان گرم، که دامانم سوخت
۲
غنچهای غارت ایام به گلشن نگذاشتغم تنهایی مرغان گلستانم سوخت
۳
مدتی شد که ز دشت آبله پایی نگذشتجگر از تشنگی خار بیابانم سوخت
۴
من که در صومعه سرحلقهٔ دین دارانمنگه کافر آن مغبچه ایمانم سوخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth