خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هستکرد آن چنان نگاه تو خاطرنشان که هست
۲
یا رب چه آفتی تو که دارد به صد زبانداد از دل تو، هر دل نامهربان که هست
۳
جان رفت و سرگرانی نازت چنان که بوددل خون شد و غرور نگاهم همانکه هست
۴
انجام کار عشق ز آغاز به نشدبود این چنین به ما نگهت سرگران که هست
صفحهٔ ۱ از ۲