خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیستتا فلک آتش آه است و اثر پیدا نیست
۲
وعده دل را به دعاهای سحر می دادموه چه سازم که شب هجر، سحر پیدا نیست
۳
خط اگر بود، دلم پی به دهانش می بردخضر راه من تفسیده جگر پیدا نیست
۴
مو شکافان جهان در تب و تابند تمامدر خم زلف تو آن موی کمر پیدا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲