خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ستکه آرزوی تو چون شعله در دل افتاده ست
۲
چو نور در بصر و روح در دلی و هنوزمیان ما و تو صد پرده حایل افتاده ست
۳
شهید کوی محبت شوم که هر گامیهزار خضر در او، نیم بسمل افتاده ست
۴
کسی که سجده به بیت الحرام عشق نکردز قدر کعبه ی دیدار، غافل افتاده ست
صفحهٔ ۱ از ۲