خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نقش خط آن آینه رخسار کشیده ستآیینه به رخ پردهٔ زنگار کشیده ست
۲
از بس شب افسانهٔ آن زلف دراز استشمع سحر، انگشت به زنهار کشیده ست
۳
دارد به رهت در نظرم عزّت مژگانخاری که سر از دیدهٔ خونبار کشیده ست
۴
باری به گران سنگی عشق تو ندیدمعمری ست که دوش دلم این بار کشیده ست
صفحهٔ ۱ از ۵