خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآیدپروانه از چراغان، مرغ از چمن برآید
۲
گر طره برفشاند، آن عنبرین سلاسلشوریده سر به بویش، مشک از ختن برآید
۳
در هر زمین که گردد، میراب عشق، دهقانگر خار و خس فشانی سرو و سمن برآید
۴
همچون صدف به سینه، هر نکته را بپرورگوهر نگشته حیف است، حرف از دهن برآید
صفحهٔ ۱ از ۲