شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آیدسمن را جان برافشانم، کز او بوی تو می‌آید
۲
زبان نکته‌سنجان در دهان انگشت حیرت شدتکلّم الحق از چشم سخنگوی تو می‌آید
۳
اگر خواهی که باز آید دل، ای آرام جان بازآعلاج وحشت از رم خورده آهوی تو می‌آید
۴
گشاد تیره‌بختان از خم زلف تو می‌خیزدشب ما روز کردن، از بر روی تو می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth