خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمدکه بایدت به در پیر می فروش آمد
۲
به جان چو خدمت میخانه راکمر بستمسرم ز مستی آسودگی به هوش آمد
۳
چو ره به گشت گلستان وحدتم دادندنوای بلبل و زاغم، یکی به گوش آمد
۴
به پای مغبچه گر جان دهم غریب مدانکه خون مشرب یک رنگیم به جوش آمد
صفحهٔ ۱ از ۳