خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی ز هجر تو ما را به سر نمیآیدکه پارهٔ جگر از چشم تر نمیآید
۲
به رنگ مو، ز سرم خار پا برون آمدچهها که در ره عشقت به سر نمیآید
۳
نکوست هرچه کند با من فلکزده دوستکه بد، به دیدهٔ صاحبنظر نمیآید
۴
مگر به رنگ سبو، می به کام ما ریزندز دست بستهٔ ما کار بر نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۲