خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پنداردحکایتهای هجران مرا افسانه پندارد
۲
سر و کار است با شوخی مرا، کز ساده لوحیهابه دستم داغ عشق خویش را پیمانه پندارد
۳
سرا پا بس که لبریز ویم، خود را نمی یابمهنوزم آن بت دیر آشنا بیگانه پندارد
۴
ستم، خنجر به کینم می کشد، مستانه می آیدنگه ساغر ز خونم می زند، میخانه پندارد
صفحهٔ ۱ از ۲