خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شامی که مست صبح امیدش نمی کنندبخت سیاه ماست، سفیدش نمی کنند
۲
صیدی نمی کشند بتان در کمند عشقتا سایه پرور گُل و بیدش نمی کنند
۳
معجز نگر که کشتهٔ شمشیر عشق راصد غمزه می زنند و شهیدش نمی کنند
۴
نازم به رسم دیر که دربند غیر راصد خرقه گر دریده مریدش نمی کنند
صفحهٔ ۱ از ۲