خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود آیا که ره مهر و وفا بگشایند؟در فیضی به دل، از مصر لقا بگشایند
۲
ای خوش آن وقت که در دامن شب های درازشب نشینان گره از زلف دوتا بگشایند
۳
دیدن حسن دل افروز تو را دیده کم استدل به روی تو جدا، دیده جدا بگشایند
۴
صرف شیرازهٔ اوراق پر و بال شودگر اسیران تو را بند ز پا بگشایند
صفحهٔ ۱ از ۴