خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار اسباب شورم را به سامان کرده می آیدشلایین جلوه و سنبل پریشان کرده می آید
۲
حلالم باد مستیها، مبارک سینه چاکیهاقدح پیموده و گل در گریبان کرده می آید
۳
اثر نگذاشت از چشم و دل من گریهٔ مستینگارین خانه ها این سیل، ویران کرده می آید
۴
شود حیران چو طوق قمریان چشم تماشاییسهی بالای من، دل ها نگهبان کرده می آید
صفحهٔ ۱ از ۲