خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر دست مرا ساقی به یک رطل گران گیردالهی در جهان کام دل از بخت جوان گیرد
۲
سعادتمند را باشد گوارا، سختی عالمهما را در گلو هرگز ندیدم، استخوان گیرد
۳
چه سان در سینه ام جا می تواند کرد، حیرانمخدنگت را که دل از خانهء تنگ کمان گیرد؟
۴
به پیش شمع رویت منصب پروانگی دارمتو چون عارض برافروزی، مرا آتش به جان گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲