خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟چه دیگر دیدهٔ آیینه جز تمثال می بیند؟
۲
از آن روزی که من در پای عشق از پای افتادمغزال چشم شوخ یار در دنبال می بیند
۳
خمار من ندارد دیده در راه می و ساقیبه کف داغ جنون را جام مالامال می بیند
۴
مرا آیینهٔ گیتی نما خشت سر خم شدز جام خود اگر جم، صورت احوال می بیند
صفحهٔ ۱ از ۲